صدحيف كان بهانه ما مختصر شده است ديدار عاشقانه ما مختصر شده است
چون آتشي كه در پس پاييز خفته ايم تاب و تب زبانه ما مختصر شده است
سر بر سموم سرد خزان داده مهرمان گرماي شوق خانه ما مختصر شده است
هر شب به چشمهات گره مي خورم دريغ تنهايي شبانه ما مختصر شده است
گم كرده ايم در پس شب رد عشق را در راه دل نشانه ما مختصر شده است
بادي نمي وزد كه پريشان كند مرا در كشت عشق دانه ما مختضر شده است
ديگر به دوش گريه دلم را نمي برم چون تكيه گاه شانه ما مختصر شده است
به مسلخ ستاره سحر شراره می زد چو پاره پاره مهتاب فدا فدا فدا من
تمام هق هق باد به بغض من فرو ریخت چو بانگ موج و صخره صدا صدا صدا من
تو آدمی شکسته زجنس باغ حوا به جرم سیب و گندم خدا خدا خدا من
میان رقص دریا تو شعله جنونی بر آتشت گناهم بدا بدا بدا من
جنون ومستی انگار تمام شب فروریخت زجام سرخ لبهات ندا ندا ندا من
چو پشت کوه ماهی چو پشت ابر نوری چو شب به نور چشمت گدا گدا گدامن
میان لحظه دردی میان دل سبویی پریش در سماعی ردا ردا ردا من