صدحيف كان بهانه ما مختصر شده است ديدار عاشقانه ما مختصر شده است
چون آتشي كه در پس پاييز خفته ايم تاب و تب زبانه ما مختصر شده است
سر بر سموم سرد خزان داده مهرمان گرماي شوق خانه ما مختصر شده است
هر شب به چشمهات گره مي خورم دريغ تنهايي شبانه ما مختصر شده است
گم كرده ايم در پس شب رد عشق را در راه دل نشانه ما مختصر شده است
بادي نمي وزد كه پريشان كند مرا در كشت عشق دانه ما مختضر شده است
ديگر به دوش گريه دلم را نمي برم چون تكيه گاه شانه ما مختصر شده است