تبليغاتX
ققنوس - غزل
نوشته ها و اشعار مهتا بردبار

آی عشق از شب دیوانه خبر داری تو      از من ابری بی خانه خبر داری تو

وقتی از کوچه ی تاریک دلم می گذری     از نگاه تر دزدانه خبر داری تو

بی سبب نیست که چون پنجره هامی شکنم     آی از سنگی مردانه خبر داری تو

زنگ زد گوشی تکراری باران به دلم        گفت از گریه ی بی شانه خبر داری تو

کسی آمد در این خانه زد و طوفان شد    از شب وحشت ویرانه خبر داری تو

گفته اند از غم پروانه مگو تکراریست       پیله شد قصه ی پروانه خبر داری تو

مثل گردی به تن سایه ی سرگردانم       آی عشق از من دیوانه خبر داری تو

29/5/1387

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 17:20  توسط مهتا بردبار  |